صدا کردن!

ما یه بار بین راه نگه داشته بودیم غذا بخوریم ، یه خانواده‌ دیگه هم اونور

نشسته بودن … یه بچه داشتن به زور اگه سه سالش بود ، بعد باباهه راه

افتاده بود دنبال این هی صداش میزد : آقا سید محمد صادق بیا…

ما با این کهولت سن به زور اگه “هوی” صدامون کنن …

/ 0 نظر / 20 بازدید